رابطه من با توپ فوتبال!

این روزها مسائل و مشکلات زیادی ذهنم رو به خود مشغول کرده، برای انجام خیلی کارها و دریافت یه سری امکانات، بیان برخی خواسته ها، طرح اعتراض نسبت به رفتار برخی مسئولین و آدم ها و ... به جاهای مختلفی سر زدم، با شخصیت های مختلفی حرف زدم و خلاصه کلی با سیستم "بوروکراسی" دست و پنجه نرم کردم!

در این برخوردها اول از همه احساس می کنی که در زمین چمن قرار داری و تو هم مثل توپ فوتبال می مونی که توسط بازیکنان از این ور زمین به اون ور زمین پاس داده می شی، باور کنید هر کدوم از این مسئولین بزرگوار یکی یکی تو رو به همدیگه حواله می دهند، چون مباحثی که مطرح کرده بودی یه مقدار براشون عجیب بود و گویا نمی دونستند که چنین مشکلات واقعن شگفت آوری هم می تونه در این کشور وجود داشته باشه واسه همین هر کدومشون در اوج شگفتی، تو رو به اتاق رئیسشون پاست می دادند، زبونم مو درآورد از بس حرف تکراری زدم!

اما همه این مسئولین گل و بلبل در پاسخ به سوالات بنده جوابهای تقریبا" یکسانی دادند:

1.خانوم! ما واقعا" دوست داریم که به تمام حرفائی که شما زدین جامه عمل بپوشونیم اما باور کنید با مشکل "نبود امکانات" مواجهیم!

2. بله؛ حق کاملا" با شماست، اما فکر کردید زمان ما چه طوری بود؟! بعد یه خاطره تعریف می کنه و اشک آدم رو در میاره، فقط کم مونده بود چراغها رو خاموش کنیم تا دلها رو ببره صحرای کربلا!

3. درسته، حرفهای شما کاملا" منطقیه ولی خب کاری نمی شه کرد.

4. وای! خانوم شما که خودتون می دونید، تو این کشور مشکلات برنامه ریزی و مدیریتی وجود داره

5. حیف که من نمی تونم کاری براتون انجام بدهم، مسئول اصلی من نیستم، مگه نه همین الان یه نامه می نوشتم و حتما" این مشکلاتی رو که مطرح کردین حل می کردم.

6. منم مثل شما از این سیستیم پیچیده و مسخره ای که تو این کشور وجود داره حالم داره به هم می خوره.

7. فکر می کنید ما خودمون تا حالا به این مسائل فکر نکردیم و نخواستیم مشکلات حل شند؟! باور کنید من رفتم فلان جلسه فلان تقاضا رو مطرح کردم اما خب اونا گفتند کاری نمی شه کرد

٨. .......

لطفا" دقت کنید، در تمام این موارد همه آدم های گل و بلبل حرف ما رو تأیید کردند یعنی نگفتند که نه؛ همچین مشکلی وجود نداره و اینا ( البته اگر به نظرتون این مسأله یه مقدار غیر طبیعی به نظر می رسه، به این خاطر هست که طرح یه مسأله براشون خیلی عجیب بود که حاضرم بهتون قول بدم تو کل تاریخ بشریت، رخ دادن چنین ماجرائی نه تنها کم نظیر، بلکه بی نظیر بود و دقیقن واسه همین هم بود که یه جا تو این دنیا ما رو حسابی تحویل گرفتند و ما کلی احساس مهم بودن بهمون دست داد!!! لطفن نپرسید چی بود، اونقدر عجیبه که باور کنید فقط به صورت کاملا" خصوصی می شه مطرح کرد!)

آخر نوشت:

_ واااااااااااااااااااااای یکی به من بگه با این هم اتاقی خل و چل! چی کار کنم، نصف شبی نشسته بغل من هی می گه ازم عکس بگیر، خانوم اعتماد به نفس فکر می کنه خیلی خوشکله! البته یه سری مشکلات روحی هم داره (آخ الان نیشگونم گرفت) یه روز فکر می کنه خیلی خوشکله، یه روز دیگه رو می کنه به آدم می گه من چرا اینقدر زشتم؟؟؟!!! به خدا من دارم از دست این هم اتاقی دیوونه می شم، البته این تناقض افکار نسبت به خود به برخوردش با آدمای زشت و زیبا برمی گرده، خوشکل که می بینه اعتماد به نفسش سیر سقوطی! پیدا می کنه، واسه همین دیگه نمی خوام بگذارم تو جمع خوشکلا بره، آخه منم عین خودش خل می کنه!

_ این چند روز می خوام دست به یه کار خیلی با حالی بزنم که تا حالا اصلن انجام ندادم، دو نفر رو می خوام به هم برسونم! باور کنید کلی وجوه مشترک بینشون هست فقط مشکل اینجاست که تا حالا همدیگه رو ندیدند! منم می خوام یه کاری کنم که دو تائی باد بادا مبارک باد شند، یه نقشه کشیدم توپ، وای اگه بشه من از خوشحالی سکته می کنم! ( قابل توجه دوستان: نپرسین این دو  کفتر عاشق نادیده کی هستند چون شما نمی شناسیدشون!)

_ راستی در پایان امیدوارم "مهندس علی آبادی" در امر خطیر زیربنا و روبنا، بالا بنا و پائین بنا و کلن ساخت و ساز، یاری دهنده همه چی تمام جناب رئیس جمهور محبوب باشد! آمین

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضيه

خب البته چون از بچگی به ما یاد دادن که تحت هر شرایطی باید خدا رو شکر کنی...!!! درنتیجه جای شکرش بلقیه که از همون اول یه جورایی پیچوندنت....چرا که در بعضی جاها یک ماه میذارنت سر کار و از این ور به اون ور پاست میدن آخرش هم یه قیافه معصوم به خودشون میگیرن و میگن شرمنده....!!! راستی این دیدگاه در شرایط فعلی کشور بدجوری جواب میده....!!!!

سمنه منو

سلام ننه ببينمت كارت دارم با اون دلايل منطقي اي كه اون روز صبح گفتي و ...! بماند! خوشبخت شي خوشبخت شن[پلک]

مرتضی

خب خوبه انقدر بهت احترام گذاشتن که گفتن میدونن مشکل هست! اگه ما بودیم که وجودمون رو هم انکار میکردن چه برسه به مشکل! حالا کیو میخوای به من برسونی؟! من و هیچکس نمیشناسه ها! غریبم کلاَ

پیام صبح

بهترین سایتها و فروشگاه های ایرانی را در پیام صبح ببینید کنکور- نرم افزار -آموزش - کامپیوتر- پزشکی - فروشگاه - آشپزی - مدل لباس - موبایل - اینترنت و دانلود www.payamesobh.com

ارغنون

سلام دلتنگتان شدیم بانو شاید بشتابیم دیدار تان را همین روزها! با لعیا بانوهم بگو دلتنگی مان را! (اصلا هم واسه ویرایش ترجمه ام نیستا!!!)[چشمک] بیست صفحه اش مونده ...[گریه] سعیده تو واقعا ظهیر الدوله نرفتی؟ آبرو واسمون نذاشتی!!! رفته بودیم کامنت بذاریم یه سوال بپرسیم از خجالت رو مون نشد! فقط بشین کتاب بخون![عصبانی] مگه نبینمت[چشمک] مخلصیم بانو[گل]

یک پسر

من اتفاقی از وبلاگ یکی دیگه رسیدم به وبلاگت. توی نگاه اولم دیدم که وبلاگ پرمحتوایی داری.فکر میکنم دانشجوی ارتباطات یا یه چیزی مربوط به اون هستی.از اسم پروفسور معتمد نژاد- که فقط شنیدم پدر علم ارتباطات ایرانه- حدس زدم. فعلا من رو هم جزء خواننده هات حساب کن.

شازده

سلام بله... خب همیشه که قرار نیست نفهمن و جواب ندن... بعضی اوقات می فهمن... جواب هم میدن. توپ فوتبال چیز خوبیه. از دق کردن که بهتره. در هر صورت . یا علی.

قلندر

به این قلندر پیر هم سری بزن گل خانوم

سايت دانلود

سلام. من هم به روز هستم با مطالب جدید از دنیای نرم افزار. تبادل لینک با وبلاگ خوب شما که تولید محتوای سالم دارید موجب افتخار بنده ست. منتظرتون هستم. راستی لینک کوتاه شده ست. اگر روش کلیک کنید بعد از چند لحظه سایت من باز میشه. یا حق