سرکار گذاشته شدن من !

سلام ببینم تا حالا سر کار گذاشته شدین اونم از نوع حلال و پاکش با درآمد بسیار بالا  سر کار نه اینکه برین کار کنین ها  بلکه یک نفر نه ببخشید ۶ نفر شما رو سر کار بذارن اونم چه سرکاری این سر کار با اون سرکار از زمین تا آسمون فزق می کنه یه سرکاریه حسابیه از نوع مرغوبش!!!

راستش چند روز پیش تولدم بود جاتون خالی یه چیزی حدود ۱۵ نفر ریختن تو این اتاق فسقلی ما اکثرا؛ بچه های خوابگاه بودند اما از چند تا از دوستای تهرونی (نه ببشخین تهرانی ) دعوت کرده بودم که بیان بعد کلی سرو صدا دادن و مراسم کیک خورون و کیک پزون و کیک پرون و شمع فوت کنون و ... وقتی موقع کادو دادن شد بچه های تهران که عین بچه ادم کادوشون رو دادن اقا دیدم این دوستان از گل بهتر خوابگاهی یعنی هم اتاقیام و همسایه هامون که جفتشونم همکلاسی های از جان بهتر بنده می باشند همگی کادو به دست اومدند وسط و شروع کردن به قر دادن حالا هر چی من جیغ زدم آخ جون رسیدیم به قسمت خوبه ماجرا و زود باشین کادوها م رو بدین مگه گوششون بدهکار بود تا بالاخره بعد دل و روده و معده و ریه و قلب ضعفه رفتن بنده برا کادوها همه رو گذاشتند رو یه صندلی و منم تو دلم قند آب شده بود که آخ جون یعنی چی می تونه باشه ؟!
اقا رفتیم سراغ کادوی اول که گفتند کادوی پرنیاست پری هم اول اومد جلو که چه می دونم اول ماچ و بعد کادو !من بدبخت از همه جا بی خبر از خوشحالی زود یه ماچ آبدار بش دادم و پریدم سراغ کادوئه چشمتون روز بد نبینه وقتی کادو رو باز کردم دیدم به به روسری نخی سمانه قربونیه داشتم با خودم فکر می کردم یعنی مال اونه یا اینکه پری دیده من از اون خوشم میاد رفته یکی عینش رو خریدهتو این افکار بوم  که دیدم سمانه پرید وسط که اه روسری من دست تو چه کار می کنه یالله روسریم و بده تازه فهمیدم به به کل کادو ها سر کاریه و بنده باید با اشیا عتیقه گوناگونی روبرو شم

 بعد همگی گفتن باید کادو سمنه منو رو وا کنی سمان که کادوش رو ساندویچی شکل  بسته بود  هی می گفت از آقا حمزه  برات ساندویچ گرفتم! جاتون خالی وقتی بازش کردم با دستگیره ی پاره پوره سوخته ای که نود و بوقی بود که گم شده بود و هیچ اثری ازش نبود مواجه شدم!

کادوی بعدی مال محبوبه بود که معلوم حتی خودشم خبر نداره توش چیه این یکی یه دونه شیشه استیک خالی بود که کادو یچی شده با عشق فراوون به بنده تقدیم شد (نامردا نکردند یه دونه پرش رو بدن !)

کادوی بعدیم مال این مرجان گور به گوری بود ! که شک نداشتم همه این  آتیشا از سر اون بلند می شه خانوم به قول خودش خواست تجدید خاطره کنه مثه سال دوم اسپری و تی شرت کثیف خودش رو برام کادو کرده بود !(دستش درد نکنه از این همه تجدید خاطره از نوع به یاد ماندنیش  ) 

یکی دیگه از کادوهام که مال سمانه بود از اونجا که یه هفته ای بود که ما تو اتاقمون نون نداشتیم و هی نون خشک و نون سوخاری می خوردیم خانوم رفته بود نونای خشک شده و کپک زده اتاقشون رو برام اورده بود تا مثلا؛ ما رو از این فلاکت و آوارگی و بی نونی درآره !

بالاخره رسیدیدم به کادوی یاسی که اونم تو یه جعبه کفش به بهونه این که عید بوده و تو کفش نو نخریدی و رفتم برات کفش خریدم و منم اوا الهی بمیرم چرا زحمت کشدی و کفش خریدی و سختت بوده و چه قدر گشتی و ...!  وقتی بازش کردم دیدم کفش کتونی بو گندوی پاره پوره مرجان رو برام کادو کرده بودند !

می بینین تو رو خدا تا حالا کی بهتون روز تولد یه بسته نون خشک و شیشه ایستک خالی و لباس و روسری و اسپری دست دوم یا دستگیره سوخته و کفش کتونی پاره پوره رو کادو داده 07.gif


خلاصه جاتون خالی اون شب کلی خندیدم خیلی کارشون با حال بود یعنی به نظر من که ترکوندند چون خیلی وقت بود این قدر نخندیده بودم نه خیلی وقت بود این قدر یکی من و نه چند نفر من و سرکار نذاشته بود هرچند آخرش همه شون بهم حال دادند و همه با هم یه دونه ساعت خوشکل خریده بودند که بعد این همه سرکار گذاشته شدن کلی بهم حال داد.
خلاصه اینا رو گفتم که از این جا از همه ی همه شون تشکر کنم و بهشون بگم بچه ها متشکرم دلم برای همه ی همه شون برای همه ی این دیوونه بازیا برای همه ی این سرکار گذاشته شدنا برای خندیدنا و الکی خوش بودنا برای همه چی تنگ می شه چون امسال دیگه سال آخریه که باهمیم آقا پیر شدیم رفت چراغا رو خاموش کنین که اشکم در اومد 20.gif

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

حیف که جنبه شو نداشتی وگرنه می خواستم پوست میوه و جوراب بوگندو برات کادو کنم عزیزم! گل گلی من سال دیگه این موقع حتمن مرده م چون دیگه تو نیستی سر به سرت بذارم یه کم دور هم بخندیم!!

مرجان

[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

مرجان

من سعیده می خوااااااااام

منیژه

بازم یه عالمه تولدت مبارک خیلی خوب شروع شد درست مثل جشنت اما اصلا خوب تمومش نکردی دقیقا بر خلاف جشن تولدت ان شالله سال دیگه توی خوابگاه ارشدا می ترکونیم [تایید] انقدر امیدواری کار دست نده[سوال]

مرجان

خانوم چرا فحش می دی؟ تی شرت من خیلی هم تمیز بود!!

راه من ....

بابا کلاس نمیای کلاس...[سوال] دلم برات تنگ شده خانم دکتر[بغل] آپم پیشم بیا....‏

ویدا

چیه چی شده موقع امتحانات که هیچکدوم پیدا نیستیند و چیزی نمی نویسیند . بدترین زمان دانشگاه همین روزاست .