افطار! همه بهانه از توست

زینگ زینگ زینگ

اذان صبح که می شود گوشی موبایلت زنگ می خورد زنگ که نمی شود اسمش را گذاشت، "تک زنگ" می خورد، آن هم نه یک بار، نه دو بار... 

به گوشی که نگاه می کنی اسم های آشنا را می بینی همان ها که تا دو سال پیش سحر و افطار را در کنار یکدیگر بودید، سفره سحری و افطاری پهن می کردید، آش و حلوا درست می کردید ... 

باز هم تک زنگها آغاز می شود....

با امسال دو سال متوالی می شود که سحرهای ماه مبارک رمضان وقتی که اذان صبح را می گویند گوشی موبایلت زنگ می خورد. "زینگ زینگ..."

بچه ها هر کدام در هر گوشه از کشور که باشند: شرق و غرب، شمال و جنوب فرقی نمی کند، اذان شهرشان را که می گویند یادی از تو هم می کنند و این تک زنگها یعنی: "التماس دعا"

و این روزها inbox ایمیل همه مان بیش از هر چیز با این عنوان پر شده است: "افطار! همه بهانه از توست":

دوشنبه، پارک لاله (پاتوق همیشگی بچه های علوم اشتباهی)به صرف آش و حلیم! و شاید هم پیتزا!

بهانه این پست آن هم بعد از این همه وقت همان تک زنگها بود و اینکه اگرچه رمضان امسال بدون شنیدن صدای "ربّنای استاد شجریان" صفائی ندارد، اما در این شبها و روزهای طلائی دعا فراموش نشود. (البته با قید لطفا")

آخرنوشت:

آخرنوشت نداشت یعنی ندارد، ولی دلم برای این آخر نوشت ها بدجوری تنگ شده بود، در ضمن خودم خوب می دونم دلتون زیادی برام تنگ شده بود!!! (کلّا" یه مواقعی دوست دارم خودم و تحویل بگیرم. مشکلیه؟)ولی خب گاهی اوقات آدمیزاد ترجیح می دهد سکوت کند. همین و دیگر هیچ

 

/ 35 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا

سلام دوست عزیز سه شنبه 7 دی ماه ساعت 12 ظهر جلسه دفاع پایان نامه با موضوع: بررسی خوانش مخاطبان سریال¬های شبکه فارسی وان؛ در دانشگاه علم و فرهنگ واقع در خیابان وصال شیرازی، کوچه فردانش، واحد تحصیلات تکمیلی دانشگاه علم و فرهنگ برگزار می¬شود. خوشحال می¬شم از حضورتون موفق باشید و سرفراز

کامران

در افول ذهن سپری کردن نه زندگی خواستن است و نه اندیشه دانستن...

سلام فکر کنم فقط میخواستی مطلبی توی وبلاگت نوشته باشی و بالاخره اعلام حضور کنی؟ مطالبت چه چیزی میخواست بگوید/ - ادای دین به ماه رمضان؟ - ادای دین نسبت به رفقات؟ - دادن آدرس به دوستانت که برای دیدنت به پارک لاله بیان؟ بهتر اینه که وبلاگ هدفی جامع داشته باشه و حرفی برای گفتن امیدوارم ناراحت نشده باشی؟

سمنه منو

ننه كجايي بابُ؟ دلمون برات تنگيده

محمد صالح رزم حسینی

گروه کاریکاتور "زیپ" در کرمان! http://abukoorosh.blogfa.com/

مهسا

چقدر نوستالوژیک بود این نوشته و البته گویا خیلی وقته اینجا رو تخلیه کردی، دلم برات تنگ شده بود، خواستم تا قبل از اینکه منم به یه تک زنگ تقلیل پیدا کنم یه احوالی ازت بپرسم

علیزاده

اینکه از اشتباه خود عذرخواهی نمیکنتد و سانسور خبری ایجاد کرده‌ اند واقعا خجالت کشیدم. بهتره وبلاگشان را تعطیل کنتد. منظورم دوستان شما مطهره و سمانه هستند. وبلاگهای سایه پروانه و قصه شب شما خودتان قضاوت کنید آیا اگر کسی انتقاد کرد باید به او فحش داد و توهین کرد و... بعدها مدعی هستند که دانشجوی ممکلتند و در رشته ارتباطات و علوم انسانی تخصص دارند. جای تاسف دارد حتی از اشتباه خود عذرخواهی هم نمیکنند و غرورشان باعث شده هوای نفس شیطانی بر آنها غلبه داشته باشد. حداقل شما به حرمت انسانیت آنها را نصیحت کنید و مطمئن باشید تا عذرخواهی نکنند لکه زشتی بر رفتارشان نمایان خواهد بود. مجبور شدم برای تمام کاربرها ارسال کنم تا شاید یکی احساس مسئولیتی کرد و به آنها تذکری داد. امیدوارم

طاهر

مگه وبلاگ سایه پروانه و قصه شب و نظردهنده دیواره اتشگاه به (ر) چه گفته اند؟ اگر توهینی شده باید عذرخواهی شود تا تبدیل به کدورت نشود.

محمد حسین

میلاد پیامبر (ص) گرانقدر اسلام را صمیمانه تبریک میگویم و امیدوارم که دیوراه اتشگاه که در وبلاگ سایه پروانه به ساحت مقدس ائمه جسارت کرده بود نفرین و لعن نصیبش شود و یا توبه و عذرخواهی کند و کسانی همچون وبلاگ قصه شب نیز از حمایتهای شیطانی از دیواره اتشگاه عذرخواهی و دست بردارند وگرنه به لعن و نفرین گرفتارند.

نظر دهنده

ادامه در خصوص مراتب یقین: از باب تمثیل و تقریب به ذهن میگویند اگر ما از فاصله‌ی دوری ببینیم از جایی دود غلیظی بالا میرود، اطمینان پیدا میکنیم که آنجا آتش سوزی شده است و علم الیقین به وجود آتش در شما حاصل میشود. آنگاه به سمت آن نقطه حرکت میکنیم و به آنجا میرسیم و با چشم خود آتش را میبینیم که شعله میکشد اینجا عین الیقین به آتش پیدا میکنیم و اگر ناگهان در میان آتش افتادیم و سوختیم ؛ اینجاست که مرتبه‌ی حق الیقین به وجود آتش تحقق میبابد که قرآن درباره‌ی آدم جهنمی فرموده است: فنزل من حمیم- و تصلیه جحیم – ان هذا لهو حق الیقین سوره ی واقعه آیات 93 تا 95 التماس دعا